چی شد انقلاب شد ؟
روایت : بابام تو حیاط خونه مون تو روستا ، دستشویی درست کرد ، گفت اولین بار باید یه آخوند بره توش .
آخوند اومد سه روز موند خونمون ،خورد خوابید، دستشویی خونه نمی رفت . روزا می رفت بیرون کارشو می کرد .
بعد سه روز دید نزدیکه صدای صاحبخونه دربیاد رفت دستشویی ....
روایت : دخترکی هفت هشت ساله بودم ، آخوندی مهمانمون بود . سحر منو می فرستادن سر چشمه آب بیارم . آخوند جنوب شده غسل کنه برای نماز بره مسجد ....
وقتی آخوند حرفی می زد ، کسی به درست و غلطش فکر نمی کرد .....
تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۴۰۴ | 2:32 | نویسنده : سارا |




