شب امتحان اول ، اومد نشست جلوم ، زل زد بهم.
گفتم چی شده چرا گریه می کنی؟ گفت هیچی نشده .
گفتم بیا بغلم ، استرس امتحان داری ؟ مگه در طول سال نخوندی ؟ می خوای ازت بپرسم ؟
چند تا درس پرسیدم ، مطمئن شد بلده ، شاد و خندان نصفه نیمه رها کرد رفت پای گوشی .
فعلا دوتا امتحان داده استرسش کم شده
تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ | 12:51 | نویسنده : سارا |




